قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1389

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و شصت و نهم از رحلت خير البشر « 1 » از تاريخ ابن كثير شامى چنين معلوم مىشود كه باز آمدن فضل بن يحيى از خراسان به بغداد در اين سال بود . و در اين سال ، در خراسان ، حمزة بن ابرك سيستانى خروج كرد و جمعى بر وى جمع آمدند و كار او بالا گرفت . امّا وليد بن طريف در اين سال از ارمنيه بازگشته به جزيره آمد و شوكت او زياده شد و اتباع او بسيار شدند . رشيد را از جهت آن اضطرابى عظيم در دل افتاد ، بنابراين ، نذر كرد كه : اگر حقّ ، سبحانه و تعالى ، مرا بر وليد بن طريف ظفر دهد به اداى مناسك حجّ پياده قيام مىنمايم . پس يزيد بن مزيد « 2 » شيبانى را با لشكرى عظيم به دفع وليد نامزد فرمود . بعد از محاربات متواتر ، يزيد وليد را به قتل رسانيد و سر او را پيش هارون فرستاد . « 3 » هارون به مجرّد آنكه اين خبر فتح شنيد بىآنكه موسم حجّ رسيده باشد متوجّه سفر حجاز گشته و بعد قضاى عمره به جانب مدينه رفت « 4 » و تا رسيدن موسم حجّ در آن بلدهء طيّبه اقامت نموده بود و موسم حجّ باز به مكّه آمد و پياده به اداى مناسك حجّ قيام نمود و در وقت مراجعت از راه بصره به بغداد آمد . و در اين سال ، از اعيان ، ابو هاشم اسمعيل بن محمّد بن يزيد بن ربيعه ، كه مشهور به « سيّد

--> ( 1 ) . متن : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله . - و . ( 2 ) . هر سه نسخه : مرثد . به قياس تاريخ طبرى و الكامل تصحيح شد . ( 3 ) . ابن أثير ماجراى جنگ يزيد و وليد را كه هر دو از قبيلهء وائل بودند بتفصيل شرح داده است ؛ - الكامل ، ج 10 ، ص 84 . ( 4 ) . در خصوص ملاقات هارون با امام موسى كاظم ( ع ) بر سر مرقد مطهّر رسول اللّه ( ص ) و گفتگوى آن دو كه منجر به اعزام امام به بغداد شد ؛ - فسايى ، فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 201 .